بهترین همه ی دنیا امام
|
10 سال قبل مردي با حالتي آشفته وارد كلانتري ميشود و ميگويد كه همسرش ناپديد شده و چند روزي است كه از او خبر ندارد، وقتي افسران آگاهي از مرد سوالاتي ميپرسند، او ادعا ميكند كه همسرش با پسر جواني كه دلباخته او شده بود به شمال كشور گريخته... ده روزي از اين ماجرا ميگذرد و همسر اين مرد به خانه باز ميگردد اما مرد كه طي اين ده روز دربهدر به دنبال او گشته بود و خشم خود را بر سر اطرافيان فرياد ميزد، چنان آرام بود كه انگار اتفاقي نيفتاده است و نه تنها از همسر فرارياش شكايت نكرد بلكه از شكايت پسر جوان هم چشمپوشي كرد اما حكايت از آنجا شروع شد كه اين مرد مدعي شد، همسرش در يك سفر چند روزه ملكوتي بوده! و به هيچ عنوان از وقايع اين جهان باخبر نبوده است اما بخوانيد همسر اين مرد چه ادعايي كرده است... چند روزي از آن اتفاق فرار از خانه گذشت و زن به شوهرش ميگفت كه در روزهاي خوب سفر معنوي چه ديده و چه مكاشفاتي به عمل آورده است. او همچنين به همسرش نويد داد كه در همين بين، پدر شده! و بايد منتظر فرزندي باشند كه او هم هديهاي از سوي خداوند به آنان بوده و نظر شده است! اين زن با بيشرمي وصفناپذيري، به اطرافيان و همسايهها ميگفت كه نام فرزندش «محمد» است و او روزي «امام زمان(عج)» خواهد شد!! خانه محقر در گوهردشت خانه محقر اين زوج كه حالا آوازه به اصطلاح معنويات آنان در كوچهپسكوچههاي گوهردشت كرج پيچيده، كعبه آمال مردمان سادهدل شده است. فكر ميكنيد، آنها در آن زمان چه ميگفتند: «اگر نميتوانيد خانه خدا برويد، همين جا طواف كنيد، فرقي ندارد.» نذر و خرجي نبود كه از زمين و آسمان به در و ديوار اين خانه سرازير نشود و پس از مدتي اندك، زن خانه كه خود را در مقام قلب قرآن به همه معرفي ميكرد، طلا و جواهرات قيمتي به گردن و دست خود آويزان ميكرد و شيريني پول هاي بادآوره، همسر معتاد اين زن را هم وسوسه ميكرد تا او مدعي شود داراي كراماتي است، لايتناهي! زن كه اقبال فريبخوردگان و سادهدلان و مردماني كه برداشتهاي سطحي از دين دارند را تا جايي كه خانه خشتي و سيماني او را كعبه و زيارتگاه ميدانستند، ميديد، به ناگاه اعلام ميكند، فرزند تازه متولد شده او امام زمان(عج) است و خودش هم خداست و عجيب اينكه هيچكس هم نميگويد و نميپرسد خدايي كه گرسنه ميشود، خوراك و خواب دارد و ديگران نيازش را برآورده ميكنند، چگونه توانسته خدا شود؟!! تمسخر ارزشهاي ديني اين دو، اوج وقاحت و مسخره كردن ارزشهاي ديني را طي اين ده سال تا آنجا ادامه دادند كه عدهاي سادهدل به ياوههاي خداي جسمي كه چند سال قبل با پسر جواني در جنگلهاي شمال گم شده بود، اعتماد كنند و همراه او نماز عجيب ساختگي بر پا كنند. نمازي بدون حمد و ركوع و با ادا و اصولهاي عجيب «من در آوردي»؛ امام جماعت نه رو به قبله بلكه رو به زنش ايستاده و ديگران هم حق نداشتند كه مستقيم با زنش گفتگو كنند و مردم هم به اين امام جماعت رياكار و همسرش اقتدا ميكردند.
انسان به كجاها كه كشيده نميشود، اين دو توانستند مدت ده سال به اين اقدامات دست بزنند و با احساس و تعصب مذهبي مردم سادهدل بازي كنند تا اينكه توسط سربازان وزارت اطلاعات دستگير شدند. بساط عيش و نوش اين زن و شوهر شياد كه برخي با قداست خاصي به آنان احترام ميگذاشتند، هرازگاهي بساط عيش و نوش خود را در تركيه و دبي برپا ميكردند و پس از اتمام هزينهها، دوباره براي جمعآوري هدايا و نذورات به كرج برميگشتند تا دوباره مردم سادهلوح را سركيسه كنند. فرزند شيطان به اين ماجرا توجه كنيد؛ هشت سال پيش، پسرخاله «محمد» كه پيش از تولد او، وي را امام زمان(عج) ناميده بودند، متولد ميشود اما اين زن كه خاله اين پسربچه به نام «حميد» بود از همان ابتداي تولدش جوسازي ميكرد كه «حميد» فرزند شيطان است و بايد به هر نحوي كشته شود. نفوذ اين زن با استفاده از جوسازيهاي فراوان به قدري در ميان اقوام رسوخ كرده بود كه پدر و مادر اين كودك بينوا هم باورشان شده بود كه پسرشان «پسر شيطان» است. آنها او را هر شب كتك ميزدند و حتي به او ميگفتند صبح فردا كه به مدرسه رفتي ديگر به خانه برنگرد. حميد از آنان ميپرسيد: پس چه كار كنم؟ و آنها ميگفتند خودت را جلوي ماشين بينداز و به زندگيات پايان بده. كودك بيچاره هم هر روز ضرب و شتم و تحقير را تجربه ميكرد و دم بر نميآورد تا اينكه يكي از نزديكان متوجه اين ماجرا ميشود و حميد را به بهزيستي معرفي ميكند. خريد و فروش خانه و ويلا يكي ديگر از ترفندهاي اين زوج شياد كه تحت نفوذ شيطان بودند، اين بود كه زمينهاي زيادي كه مالك مشكوك داشته يا بدون مالك بوده را با سند و مدركسازي به تصرف خود درميآوردند، آنان همچنين با مبلغ كلاني كه از فريب مردم سادهدل عايدشان شده بود، يك ويلاي مجلل در منطقه «نمك آبرود» مازندران خريداري كرده بودند. يكي از همسايههاي آنان ميگويد: آنان به راحتي فتوا ميدادند و مردم را به كارهاي عجيب و دور از ذهن دعوت ميكردند، يادم ميآيد براي رهايي از مكر زني كه همسر زن ديگري را وسوسه كرده بود، دستور داده بودند كه او را از بلندي پرتاب و به زندگياش خاتمه دهند، آنها اين دستور را فتوا ميناميدند. بخشي از دستورات آنان اين زن و مرد، حتي توانستند پس از چند سال براي خود گروهي درست كنند و مريداني را گرد خود آورند، تاكنون اين دو، فتواي قتل 4 نفر انسان بيگناه را صادر كردهاند. اين گروه مجاز به برداشتن حجاب نزد قطب معنوي خود بودند، فتواي طلاق همسر يكي از مردان عضو گروه براي ازدواج با مرد شياد، دستور آتش زدن محل كسب يك پدر شهيد به دليل اعتراض به اعمال كريه آنان و سرانجام توهين به مقامات عاليرتبه نظام و...، عجيب اينكه طي اين زمان طولاني يعني ده سال، نيروهاي انتظامي هم از عملكرد آنان مطلع نشدند، نكته ديگر از زندگي اين زوج مفسد فيالارض اين است كه آنان حتي به پسر 9 سالهشان هم رحم نميكردند و به شكلي ددمنشانه، كودك خود را شكنجه ميكردند. شعبده شيطان يقينا پديدههايي از اين گونه آن هم در دورهاي كه از طرف معصومين (ع) زمان فتنهجوييها و شبههافكنيها و در عين حال اوج تبلور ايمان مومنان عنوان گشته، بسيار بيشتر از آن است كه در اين تلاش ديداري و شنيداري جمع شده و به نسخ درآيد. يكي از مدعيان دروغين ميگفت كه در ريگزاري در نزديكي منزلش قرار است بعد از اينكه به اقتصاد كامل رسيدند؛ كعبهاي بنا كنند و مردم اعمال حج را در آنجا انجام دهند و ميگويد ما اينجا زمزم، خيبر، تنگه كافر، بدر، فدك، زيد، مرو داريم همه اينها را ما در اين سرزمين داريم و ادعا ميكند كه حتي در سوره احقاف در مورد ريگزاري صحبت شده است كه ميگويد: خانواده من جايي زندگي ميكنند كه در نزديكي ريگزار است. يكي ديگر از مريدان وي ميگويد: ديني كه ايشان آورده به نام «دين حساب و يا دين حسابي» است. فردي به عنوان جانشين اين پيامبر دروغين ميگويد: بحث ظهور اين پيامبر به صورت وحي از جانب خدا بوده و او نيز به تمام اديان نامه فرستاده است كه امام عصر(عج) ظهور كرده است. وي ميگويد: كتاب ديني ديگري به عنوان ذالك الكتاب وجود دارد كه به اين مدعي كذاب وحي شده كه و آن آمده است: «اين طور نيست كه مردم خودشان بيايند و كسي را كه دانشش بيشتر است را انتخاب كنند، بلكه حق انتخاب در اين دين براي مردم حرام است.» اين مدعي كذاب نامه و اعلاميهاي به پيروانش ميداد كه در آن بدعت در خواندن نماز با تغيير در آيات قرآن و بدعت در قرائت نماز با توسل به آزادي زبان را توصيه ميكرد و به گونهاي آيات را تغيير ميداد. او ميگفت: «چون خدا را در حضور ميبيند، بايد بگويد اشهد ان لااله الا انت و به هر زباني كه دوست داشتند نماز را ادا كنند.» در صورتي كه خواندن نماز به زبان عربي يكي از نشانههاي جهاني بودن اسلام است. غناي معنايي زبان عربي نسبت به زبانهاي ديگر بسيار بيشتر است به طوريكه با بررسيهاي انجام شده بسياري از مفاهيم موجود در الفاظ قرآن در هيچ زبان معادل ندارند، جالب آن است كه با تحقيقات كارشناسان ترجمههاي قرآني عبارت «بسما... الرحمن الرحيم» به هيچ زباني ترجمه درست نشده و ترجمه آن از طريق معادلگذاري و بدون تكيه بر تفسير اصلا ممكن نيست. اما نكته جالب اين است كه مدعي دروغين به غاري كه محل رياضت پيامبر دروغين بوده اشاره دارد و ميگويد: «در دل كوهي كه سر به فلك كشيده غاري است كه با چشم ديده نميشود.»مهمترين اهداف ترويج چنين عرفانهاي كاذب و انحرافي، انكار عبادات و اعتقادات مذهبي براي ارتباط با خداوند است، آنان سعي ميكنند چنين القائات منفي در جامعه را گسترش دهند و بر اين باورند كه انجام عبادات و ذكر دعا تنها راه ارتباط با خدا نيست بلكه راههاي مهم ديگري نيز وجود دارد. وقيحترين مدعي ارتباط با امام زمان(عج) «سيد حسني»، از پيچيدهترين پروندههاي مدعيان ارتباط با امام زمان(عج) است. اندكي پس از حمله آمريكا به عراق و سقوط صدام، تعدادي از اتباع عراقي، كه وارد ايران شده بودند، در حالي كه لباسهاي بلند مشكي و شال سبز به تن داشتند، در نماز جمعه برخي شهرها همچون تهران، قم و قزوين، شعارهايي در حمايت از سيد حسني سر دادند. اين شخص مدعي بود، در زمان غيبت امام زمان(عج)، نماينده ايشان بوده و مسئوليت شناسايي و آمادهسازي ياران آن حضرت را بر عهده دارد. او فعاليتهايي را به ويژه در كرج آغاز و با شناسايي چند تن از بانوان سادهلوح به آنان دستورات و رهنمودهاي خاصي ارائه كرده است. سيد حسني در چندين شهر ايران به فعاليت پرداخته و هواداران و شاگرداني دارد، اما شاگردان وي ماهها موفق به ديدار او نميشوند و تنها از راه سرشاخهها و به طور غيرمستقيم با او ارتباط پيدا ميكنند. آنان به مرور و پس از گذراندن مراحل ويژه عرفاني! سرانجام اجازه ملاقات با سيد را دريافت كرده و در نشستهاي جمعي يكي از شهرها حضور مييابند. يكي از شگردهاي جذب شاگردان، اين است كه بانوان مذهبي را نشان كرده و با دريافتن مشخصاتشان طالع آنان را ديده و برايشان به نام هر يك از چهارده معصوم(ع) ستاره و نوري را در نظر گرفته و دستورهايي را مبني بر آن ارائه ميكند. اين دستور در ايام و مناسبتهاي مذهبي داراي رنگ و بوي بيشتري بوده و شاگردان در شبانهروز ساعتها بايد به عبادت و... بپردازند. در يكي از نمازها كه به نام «قائم آل محمد(عج)» شهرت دارد، توصيه شده شاگردان پس از نماز، سر بر سجده گذارده و پس از اذكار «ياا...»، «يا كريم» و «يارب»، 351 مرتبه ذكر «الهي بحق سيد» را بيان كنند. آنان همچنين ملزم بودند از افشاي ارتباط خود با مرتبطان با سيد نزد ديگران و حتي همسر خود به طور جدي پرهيز كنند. به شاگردان چنين القا شده بود كه سيدحسني با امام زمان(عج) در ارتباط است. |
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 7:28
توسط منتظر
|